دکتر علی شریعتی
خب اول فرا رسیدن محرم رو خدمت برو بچ گل تسلیت می گم بعدش دیگه هیچی دیگه همین!
پ.ن۱: این عنوان مطلب رو خیلی دوست دارم نمی دونم چرا ولی خیلی با هاش حال می کنم
پ.ن۲: با همین دستام دامبی و کفن کنم اگر از گفتن متن بالا منظوری چیزی داشته باشم!
پ.ن ۳ :باب شده هی پ.ن بدن!
پ.ن ۴: دیگه پ. ن ندارم!
اجازه دادی و راضی بودی باهات بازی کنن دوباره, دوباره...
روزی میرسه میرسی به حرفام, اشکال نداره, نداره...
بزار ستاره رو سرم بباره...
پس چرا خوابه ؟؟ بذار بخوابه...
نه نذار بخوابه, نه ندارم چاره...
عرفان و مروارید - دوباره - دانلود با حجم 5.9 Mb - لینک مستقیم
عرفان و مروارید - دوباره - دانلود با حجم 5.9 Mb - لینک غیر مستقیم ( RapidShare )
عرفان و مروارید - دوباره - دانلود با حجم 5.9 Mb - لینک غیر مستقیم ( MegaUpload )
عرفان و مروارید - دوباره - دانلود با حجم 5.9 Mb - لینک غیر مستقیم ( DepositFiles )
عرفان و مروارید - دوباره - دانلود با حجم 5.9 Mb - لینک غیر مستقیم ( HotFile )
----------------------
پی نوشت 1 : هیچی نمیشه گفت... یه شاهکار دیگه از عرفان و بروبکس پایدار موزیک... مطمئنم حرف دل خیلی از ماها رو میزنه... البته دل آدما... نه دل اون ج*ده های عقده ای !!!!
پی نوشت 2 : این آهنگ آهنگ 16ام از آلبوم همیشگی هستش که همونطور که احتمالا میدونید بزودی منتشر میشه...
پی نوشت 3 : خزش نکنین ;-)
چقد این دنیا کوچیکه...یه نیگا به کوه تکالیف گسسته ای که واسه فردا آماده کردم میندازم که همین معلم اسی که از قضا معلم گسسته ما هم هست ( از اون تی شرت صورتی با اون خط ریشاش فهمیدم معلم ما هم هست !! ) یه آهی از ته دل می کشم..نمیدونم چرا وقتی به اون تی شرت صورتیش فکر می کنم خندم می گیره :D
بعدشم اسی جون تجربه ثابت کرده این معلم همینه و به هیچ عنوان حتی لبخند هم نمیزنه چون یه دفعه در یک زنگ طفلکی 2 دفعه صندلیش شکست و وقتی هر 2 دفعه بچه ها از خنده رودی بر شدن حتی برای دل خوشی ما هم لبخند نزد...:D
اسی دقت کردی چقدر دنیا کوچیکه ؟؟ :D
شرمنده وقت بیشتر از این نوشتن رو ندارم چون اگه فردا دیر برسم به هیچ وجه این معلم عزیز سر کلاس رام نمیده...( از شانس ت*می ما فردا زنگ اول با همین کلاس داریم :D )
فعلا
دبیرستانی که من می رم یه جای مثلا مذهبی و مزخرفه و تو توقع داری همه با یه من ریش و کت و شلوار برادری بیان توش
خب کف می کنی تو این مدرسه یه نفر با صورت ۶ تیغ و خط ریش پایین و تی شرت صورتی بوسینی ببینی که دستبر قضا اومده سر کلاست و گسسته درس می ده
می گن نفر سه شریف بوده مخش عالیه یه جزوه سوال داره سر کلاس که ازش سوال می پرسی مثلا می گی اگر ۸ به پیمانه ی.... سریع می گه شما منظورت سوال ۵۵ جزوست و شروع می کنه حل کردن
نمی خنده برج زهر ماره بچه ها مثل شکارچی اهو منتظرن منتظره خندشن
شاید تیکه بندازه ولی نمی خنده نمونه ی تیکشم سر درس نخوندن مثلا اگر منفی بزنی بهت می گه ما سر جلسه نیمکت می ذاشتیم صفر می زد... حدا اقل
بدون دفتر دستکی می یاد تو کلاس. عینکی سنش حدود ۳۰ ۳۵ هستش ولی مو هاش رگه های سفید داره ( یه تیکه ی جلوش سفید شده)
همین! خیلی خفنه!
یکی هم مثل آق دامبی شب قبل با طرف اشنا می شه ظهر نهار می خورن بعد از قهوه و شب هم احتمالا خانوم محترم فقط میل می کنند!( من شرمندم!) به قول خشی شاعر گرام:(( خوب بود اسمش چی بود؟ بور بود..... و بعله)
ولی دامبی تا یه جایی راست می گه راست می گه که نباید از واقعیت فرار کنیم و بریم گوشه ی اتاقمون شعر فلسفی بگیم هر چند که گوشه ی اتاقمون هم نباید با یه نفر هر ۲ روزیه بار خوابید!
در هر ما اینیم ما همینم اق دامبی هم همینه که هست!(جای سنتی خز نیست؟ )
البته من و دامبی ی ویژگی مشترکی که داریم دنیا به ت...ها مونه البته نوعش باسمون فرغ داره
به نظر من اگه می خوای از پولتون استفاده مفیدتری بکنین و حداقل برای چند ساعت از لذت های این دنیا بهره مند بشین, طرف ( بستگی به خودتون و خودش داره :D ) رو به یکی از کافی شاپ ها یا دیگر مراکز تفریحی یا سفره خانه های سنتی (:D ) دعوت کنین ( اگه هم وضع مادی ضعیفه گه می خوری میای این جارو می خونی )...این طوری به نظرم خیلی جذاب تره تا اینکه ساعت ها تو خونه بشینین و کتاب بخونین...
البته اگه واقعا ترجیح میدین کتاب بخونین خب بخونین به من چه :D چون طبق آخرین آماری که چند روز پیش شنیدم میزلن مطالعه برای هر فرد ایرانی تقریبا 9 دقیقه در روز بود :D ( تازه وقتی تو اخبار می گن 9 دقیقه بدونین بیشتر از 3 دقیقه نیست :D ) من به وجود رفیقایی مثل اسی که باعث بالا رفتن این اعداد و ارقام میشن افتخار می کنم >:D<
خوش بگذره, فعلا
ولی ورنون من بیشتر دوستش دارم چون فقیر و درد داره اما هولدن یه بچه مایه ار خفنه
کتاب تابستون گند ورنون محشره از ناطور دشت سلینجر هم خیلی بهتره هرچند که من ارزشی برای جایزه ها قائل نیستم ولی خب بوکر ۲۰۰۳ هم برده
ناطور دشت شرح فرار از مدرسه است و ول گشت تو یه شهر ولی ورنون کلی مشکل داره
تابستون گند ورنو توش غم داره زندگی ورنون غم داره توش ادما می میرن تازه ورنون به جایی که تو شهر خودش ول بگرده با می شه می ره مکزیک!
و خیلی بیشتر از هولدن داره که می ره دنبال عشقش
هرچند که هولدن هم هنوز دوست داریم!
تابستون گند ورنون/نشر افق/دی.بی.سی. پیر/مریم محمدی سرشت/ متستفانه نه هزار تومن!(باش یه چارتایی ناطور دشت می شه خرید ولی دو برابر ناطور دشته و دو برابر بهتره!)
پول اومد دم دستت مئطل نکن بخر!
می خوام بیام براتون بگم از این چند وقت ولی اینقدر پرم که نمی تونم خالی شم.
احساس می گه پر از هیچ
خوب امیدوارم حال همتون خوب باشه خصوصا کولی و جینی و دوستان و اون دامبی الاغ که شماره نمی ده ولی ما هنوز دوسش داریم.
بی خیال..این قدر بارون بیاد تا دنیا رو آب بگیره...
این آخر هفته یکم برنامه ریزی شده تر کارامو کردم واسه همین یکم وقت خالی پیدا کردمو اومدم اینجا...
واسه امروز براتون آخرین کار یاس رو به اسم پیاده میشم آماده کردم..اصلا طرفدار گروه یا فرد خاصی نیستم اما به نظر من این آهنگ خیلی جالب شده...یاس, رپری که همچنان محکم پای سبکش ایستاده و همین روند رو دنبال می کنه, البته با سوژههای متفاوت, آهنگ پیاده میشم یکی دیگه از دردهای جدی اجتماع ایران رو بیان می کنه داستان دختری که سوار اولین ماشینی میشه که بخاطر پول خودش رو بفروشه . یکی از خوبیهای کارهای یاس اینه که از بالا همه چی رو نگاه نمی کنه . همیشه سعی در این داشته که جز به جز مسائل رو بیرون بکشه و ازش بخونه. و همیشه سعی می کنه که کارش از همه لحاظ از قبل بهتر باشه که میشه این رو کاملاً احساس کرد...یاس جزو معدود افرادیه که با وجود موقعیت اجتماعی و فرهنگیش بازم خودشو قاطی مردم می بینه و مثل خیلی های دیگه خودشو یه پله بالاتر احساس نمی کنه, که همین باعث جذاب تر شدن آهنگ میشه...در هر صورت امیدوارم خوشتون بیاد :
یاس - پیاده میشم - حجم : 6.46 Mb ( لینک مستقیم )
یاس - پیاده میشم - حجم : 6.46 Mb ( لینک غیر مستقیم - Rapidshare )
یاس - پیاده میشم - حجم : 6.46 Mb ( لینک غیر مستقیم - Megaupload )
یاس - پیاده میشم - حجم : 6.46 Mb ( لینک غیر مستقیم - Depositfiles )
وقت واسه بیشتر گفتن نبود...میدونم...قصه های تو یه عمر آهنگه..سخته نه ؟؟ خب خیلی سخته..رسمش همینه..میدونم رسمش همینه...
فعلا
این مطنشو از رو لج دامبی گفتم این چند وقتی که نبودیم جبران شه!
و حالا این شعر!
در باران می دوم.
ناگهان می ایستم.
یاد صورتت می افتم.
یاد ان دستانت.
یاد ان مو های قهوه ای کمرنگت که بوی خوبی می داد.
آن روز هواشناسی اعلام کرد: مقدار بارش ۲ میلی لیتر بیشتر شد!
بعله! اقا دامبی بگیر که اومد!
هان راستی از دور به کولی و جینی و اینا سلام می رسونم ! برو بکس همه تون رو دوست داریم منتهی وقت سگ مصب نداریم!
اصلا نگران اسی نباشین..این موجود بعضی وقتا درسم میخونه و جدیدا اصلا وقت نداره :D تازه اون چند دقیقه ای هم که میاد اینجا ظاهرا واسه سلام کردن به یه سری دیگه میاد ( خودتون میتونین پست قبلیو نیگا کنین :-" )
زیاد حرفم نمیاد ( یعنی سوژه پیدا نکردم اگر نه حرف که زیاده )
فعلا...
سلام به جینی. خوشگلتر از جینی. کولی و برو بچ گل دیگه
کنکور امونمو بریده۱ شرمنده!
شرلوک هولمز هم یه مجموع داستان جدید اومده ازش تو مخمه نه پول دارم نه وقت!
فعلا!
حالا فکر کن 10, 15 سال بعد که می خواد جامعه رو مدیریت کنه چه تری می زنه...( صد رحمت به همین الان مملکتمون !! )
اصلا اهل نصیحت و این ک* شعرا نیستم اما بد نیس بدونین در جوامعی مثل ایران که رشد فرهنگی یکمی نسبت به جاهای دیگه کمتره اکثر این احساسات به ناراحتی ختم میشه...کاملا هم طبیعیه...از هیچ کسیم نمیشه انتظار بیشتر از این رو داشت..پس دو تا کار بیشتر نمیشه تو این شرایط انجام داد :
1- از آب گل آلود ماهی بگیری..گرگ باشی...قوی باشی... ( به اصطلاح خودمونی هر گهی دلت می خواد بخوری !!! ) تا بتونی برنده باشی...
2- ضعیف باشی مثل یه بره بین 70 میلیون گرگ ( خودت فکر کن ببین چه بلایی امکان داره سرت نیاد ) از اول تا آخرش بازنده باشی..
انصافا کدومش عاقلانه تر به نظر میاد ؟؟ این نظر منه...انتخاب راه زندگی کار سختیه اما وقتی انتخاب می کنی و حرکت می کنی دیگه نمی تونی برگردی.. واقعا فکر می کنی یه عمر تو کف بودن و حسرت دختری رو خوردن راه درستیه ؟؟ این نشد یکی دیگه...نمیدونم چه جوری بهت این موضوع حالی بکنم که موجود مونث بی ارزش ترین دلیلیه واسه غصه خوردنه...
-------------------------------
پی نوشت 1 : از همگی معذرت می خوام یکم روکم...
پی نوشت 2 : بازم از همگی معذرت می خوام, زیاد نمیام که بخوام همش نظر هم جواب بدم...حال و حوصله خوندن هم ندارم :D پس با ارز پوزش اگه واسه این پستم نظر گذاشتی و جواب نگرفتی شرمنده..( می دونم این پست جنجالی میشه :D )
پی نوشت 3 : اعتقاد به موضوعی دلیل بر انجام اون کار و موضوع نیس ( مثل خیلی از بزرگای کشور عزیزمون !!! میلیاردی بالا می کشن اما بازم هر روز از تقوا و ایمان حرف می زنن...ولش کن...به ما چه ؟؟ ) اگه حرفی زدم فقط واسه این بود نظرم اینه و تقریبا بهش اعتقاد دارم اما این اصلا دلیل نمیشه بهشون عمل کنم...
پی نوشت 4 : عادت ندارم به زور عقیده کسی رو عوض کنم...دیگه هم زیاد ازین حرفا نمی زنم..از ما گفتن بود, خود دانی...
بای بای
جمعه مرات داشتیم! حالا می گی مرات چیه باید عرض کنم مرات یه امتحان تستی مزخرفه که باعث فعال شدن سلول های داستان نویسی من می شه! (من هیچ وقت داستان هامو نذاشتم چون می ترسیدم همین ۲ ٬۳ تا بازدیدکننده از کفمون بره!)
در هر حال بگم که همین مرات داشتیم!
و اما شعر !
افتاب روی مو های قهوه ای روشنت می تابد.
و تو ان را همچو ابشار تکان می دهی
تا لج من را در اوری و بگویی:
تو هیچ وقت تو این ابشار شنا نخواهی کرد.
من در ان لحظه خود را به بیخالی خواهم زد
اما:.....
پشت دیوار خانه می گریم. و ان سیگار مگنای لعنتی را با ولع می کشم.
دامبی ها هر چه می خواهند بگویند....
من دوستت دارم!
چه رومنس!
من اصلا موجود بداخلاقی نیستم فقط یکم رکم و حرفمو واضح میزنم و از هیچ چیزیم نمی ترسم...بعدشم من موقع نوشتن پست قبلیم اصلا عصبی نبودم :D تازه خارج از این حرفا, چرا فکر کردی اینجا 3 تا نویسنده داره ؟؟ مگه به جز من و اسی موجود دیگه ای هم اینجا می نویسه ؟؟ شایدم اسی رو دوبار شمردی :D در هر صورت امیدوارم به خودت نگرته باشی !!! من کلی گفتم و منظورم فرد خاصی نبود !!!
برای اسی هم آرزوی سلامتی می کنم..البته می دونم مشکل اون با این حرفا حل نمیشه :D
حالا بی خیال..آقا دیدین حافظ هم خز کرد ؟؟ اصلا تا چند تا صحنشو دیدم خواستم بالا بیارم...تا دیدم داره می خونه فورا خواستم بیام اون شعر حافظ که مال چند تا پست پایین تر بود پاکش کنم اما چون حسش نبود بی خیال شدم :D آخه یکی نیس بگه تو که بلد نیستی عین آدم بخونی خوب یه شعر آسون تر انتخاب می کردی, مثل یه توپ دارم قل قلیه....تفلکی مرحوم حافظ, تنش کلی تو گور لرزید...
البته الان که دقت می کنم می بینم ایشون از خود حافظ هم بهتر و صحیح تر می خوندش..آخه حافظ که دکترا نداش بیچاره...
-------------------------------
پی نوشت 1 : همین جا از دوست عزیزم حافظ و کلیه بازماندگان تسلیت عرض می کنم..غم آخرتون باشه...
پی نوشت 2 : اگه نفمیدین چی گفتم زیاد بهش فکر نکنین..کلا تو باغ نیستین...
پی نوشت 3 : واسه تنوع یکم این جوری نوشتم :D زیاد جدیش نگیرین..یه دفعه زد به ذهنم نوشتم..:D
فعلا
حالا بیخیال! دیدین این اوباما نوبل صلح برد؟ چرا رئیس جمهور ما نبرد؟هان؟هان؟
اینم بیخال! مریضم! رو به موت! اگر مردم منو تو وبلاگم خاک کنید!
خیلی خوبه که آدم تو زندگی احساس داشته باشه..یهنی بزرگترین تفاوت آدما با بقیه موجودات اینه که احساس دارن..اما بعضی جاها که به ضررته بی حس باشی سنگین تره...
البته خب همه ی آدما تو جوونی یه گهایی می خورن که بعدا پشیمون میشن اما به نظر من بی تفاوت بودن یه دختر نسبت به آدم تخ*ی ترین موردی که میشه به خاطرش ناراحت شد...این نشد یکی دیگه..اونم نشد اون یکی..اصلا بر فرض هیچ کدوم هم نشد..گور بابای همگی ( انصافا بد می گم ؟؟ :D )
راستی تا یادم نرفته لازمه یه معذرت حسابی از شهرداری استان تهران بابت این فاجعه هنری روی دیوار بکنم...فقط می تونم بگم متاسفم :D همچنین از ساکنین این خونه ای که این پدیده ی هنری روش نوشته شده کمال قدردانی رو دارم و امیدوارم زیاد غصه اینو نخورن..من خیلی رو این اثر فکر کردم..ظاهرا اسی می خواسته آدرس وبلاگ رو هم این زیرش بنویسه اما خدا رو شکر معلومه بی خیال شده اگر نه از تهران تا کرج تبلیغاتمون طول می کشید :D ( یه کم آدرس اینجا طولانیه دیگه :D ) در پایان هم از ساکنین محله تقاضا دارم یه روز بعد از ظهر که بی کار بودین و حوصله تون سر رفته بود بی زحمت این دیوار رو بشورین تا بلکه پاک شه اگه نشد هم ایرادی نداره..فوقش خراب می کنین یکی دیگه می سازین دیگه :D

راستی واسه این که از این حالت غم و عشق و این ک* شعرا بیاین بیرون براتون یه آهنگ توپ , فان و خنده از خشایار ( Paydar Records ) آماده کردم امیدوارم از این آهنگ کمال لذت رو ببرین :D همچنین از افراد زیر 18 سال خواهش می کنم که بی خیال شن..اگه جنبه این چیزارو نداری اصلا غلط می کنی میای اینجا مطلب می خونی و می خوای آهنگ دانلود کنی..بپیچ بیرون !!!
دانلود با فرمت MP3 - حجم 4.67 Mb ( لینک مستقیم )
دانلود با فرمت MP3 - حجم 4.67 Mb ( لینک غیر مستقیم - Rapidshare )
دانلود با فرمت MP3 - حجم 4.67 Mb ( لینک غیر مستقیم - MediaFire )
حالا از ما گفتن بود..اگه خواستی واسه حتی گربه ی مونث هم ناراحت بشی بهتره بری بمیری :D چون داری خودتو واسه هیچ و پوچ سر کار می زاری...انتخاب با خودته...
فعلا
۱۰سالگی موهایش را می کشم با هاش دعوا می کنم. اما اگر کسی چیزی بهش بگوید دندان های من ملاقت کننده ی خره خره اش است.
۱۳ سالگی زیبا تر از قبل شد. می خوام ببوسمش بقلش کنم لمسش کنم. اما
۱۴ سالگی یه چیز لعنتی تو قلبم هی می ره اون ور این ور وقتی می بینمش دیوانه وار تکون می خوره
هیچ فقط ارومم نمی زاره بهش می گم دوست دارم. اهمیت نمی ده.
۱۵ سالگی ما با هم واقعا صمیمی ایم نمی دونم چر اینقدر خره تمام رازهاشو من می دونم از دعواش با دوست پسرش بهم می گه می گه که چی کار کنم؟ رو شونه ی من هق هق می کنه دلداریش می دم یهو می گه این صدای چی بود؟ می گم نمی دونم! اما می دونم که قلب لعنتی مه
۱۶ سالگی بهش می گم چرا اینجوری می کنی؟ مگه من چمه؟ زشتم؟ احمقم؟ به درک دوست دارم لعنتی و من اسکیرمجر جلوی یه دختر گریه می کنم و می رم بیرون
۱۷ سالگی من تو تابستون مدرسه دارم نمی تونم با جمع دخترخاله پسرخاله ها تا صبح بیدار باشمولی ساعت ۳ یواشکی می رم تو اون اتاقی که توش دسته جمعی تا صبح بیداریم دارن یه فیلم ترسناک می بینن جا تنگه مجبورم برم پیشش می شینم کنارش دستم دستها شو لمس می کنه اصلا نمی فهمم فیلم لعنتی چی بود. می ترسه از فیلم و تاریکی دختره دیگه دستش رو میگرم و می گم نترس چیزی نیست. اتاق چپ چپ منو نگاه می کنه اهمیت نمی دم . خودش رو جمع و جور می کنه.
تولدش رو من باسش می گیرم از کسری رفیق صمیمی پول قرض می کنم تا بهتر بشه تولدش
هنوز هم یه کم به کسری بده کارم بعد با خوشحالی از کادویی که قراره دوست پسر محترمش براش بخره و خیلی گرونه می گه کادوهای لعنتی ارزونم با خودم به این زندگی تف می کنن
سیگار گریه سیگار گریه سیگار گریه سیگار گریه سیگار گریه سیگار گریه سیگار گریه سیگار گریه سیگار گریه
تمومش می کنم گریه را.
فلان خوار زندگی
به قول کسری دوسش داری همین کافی نیست؟
الان هنوز هم تنهام
تنهای تنها
راستی اسی جون لزومی نداره آدم هر نوشته ای که می نویسه راست یا نمادین و یا خیال بافی باشه..مهم اینه که یکی پیدا بشه درکش کنه...فرق بین حقیقت و دروغ زیاد نیس اما بین کسی که درک می کنه و میفهمه با کسی که نمیفهمه خیلی زیاده...
دقیقا نفهمیدم تو چه حالی بودی که پست قبلی رو با این همه احساس نوشتی اما امیدوارم بهتر شی :D
دقت می کردی منم حرف تورو میزدم ;-)
تا بزودی..
بابااااای
-------------------------------
پی نوشت 1 : این قدم اینجا یحث سیاسی نکن :D من که خودم پایه ی این حرفام اما میگیرن اینجارو می بندن دهنمونو صاف می کنناااا...
پی نوشت 2 : برام عجیبه..اینقدر که وقت صرف پیدا کردن عنوان پست می گردم واسه خود متن فکر نمی کنم :D
پی نوشت 3 : تنوع واسه شما هم لازمه..پس یه مدت کمتر مینویسم و می نویسه :D فعلا
کاری با کاری که حدود۳۰ سال پیش کرده نداریم حالا که به ۵۰ سال حبس محکوم شد.
و اما پست اقا دامبی نمی دونم نمادین بود یا واقعیت؟! شاید دامبی این حرف ها رو زد که بگه هو یارو
این قدر ضر ضر نکن! زندگیت کجاش بده؟ از همین سگدونی لذت ببر!
دقت کردم راست می گه!
همین!
از حضرت حافظ هم کمال تشکر و داریم هم چنین از آقای لری! ( لری گینگ) که خودشون عاشقانه محمود را می پرستند
و راستی فکر کنم یه چند وقتی نیام نت سر کنید بی زحمت! می دونم سخته!


